عشقبازی به همین آسانی است ...
که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی
نیش زنبور عسل با نوشی
کارهمواره باران با دشت
برف با قله کوه
رود با ریشه بید
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو،برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف
دو کبوتر با هم
وشب و روز و طبیعت با ما...
عشقبازی به همین آسانی است...
اینگونه نگاه کنیم...
مرد را به عقلش نه به ثروتش
زن را به وفایش نه به جمالش
دوست را به محبتش نه به کلامش
عاشق را به صبرش نه به ادعایش
مال را به برکتش نه به مقدارش
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش
غذا را به کیفیتش نه به کمیتش
درس را به استادش نه به سختیش
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش
نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش
شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش
دل را به پاکیش نه به صاحبش
جسم را به سلامتش نه به لاغریش
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش
---
در انتشار آنچه خوبیست و ردی از عشق در آن هست
آخرین نفر نباشیم!
زن مثل تلویزیونه
دوست دختر مثل موبایل
تو خونه تلویزیون تماشا میکنی
وقتی میری بیرون موبایلتو میبری
وقتی پول نداشته باشی تلویزیون خونه ات رو میفروشی
وقتی پول بدست میاری گوشی موبایل رو عوض میکنی
بعضی وقتها از تلویزیون لذت میبری
اما بیشتر اوقات با موبایل بازی میکنی
تلویزیون برای تمام عمرت مجانیه
اما اگه قبض موبایل رو پرداخت نکنی ارائه خدمات متوقف میشه
تلویزیون بزرگ و گنده است و معمولا کهنه
اما موبایل خوشگل و باریک و خوشدسته و همیشه میشه همه جا با خودت ببریش
معمولا هزینه استفاده از تلویزیون منطقی و قابل قبوله
اما هزینه استفاده از موبایل زیاده و همیشه هم بدهکاری
تلویزیون کنترل از راه دور داره
اما موبایل نداره
و مهمترین نکته اینکه موبایل وسیله ارتباطی دوطرفه است (صحبت کردن و گوش دادن اما فقط باید به تلویزیون گوش بدی)چه بخواهی چه نخواهی
و آخرین نکته اینکه تلویزیون ویروس نداره اما موبایل .....داره
خانم معلم ریاضی از بچه ها سر کلاس می پرسه شش تا گنجشک روی سیم نشستن،
اگر به یکیشون تیر بزنیم چند تا می مونن؟
یک از شاگردا دست بالا میکنه میگه هیچی، چون همشون میپرن .
خانم معلم میگه: از فکرت خوشم اومد، ولی جواب پنج تاست.
شاگرد از معلمه میپرسه: خانم، سه تا زن تو پارک دارن بستنی میخورن،
یکی بستنی رو گاز میزنه،
یکی لیس میزنه،
یکی میکنه تو دهنش در میاره.
کدوم ازدواج کرده؟
خانم معلم سرخ میشه، میگه اونکه میکنه تو دهنش در میاره.
شاگرده میگه: خانم، از فکرتون خوشم اومد، ولی جواب اونیکه حلقه دستش داره!!!
مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد، چون میخواست ازش یه سوال بپرسه…
راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد… نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس… از جدول کنار خیابون رفت بالا… نزدیک بود که چپ کنه… اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چند ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود، تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد!
دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه" راننده جواب داد: "واقعا تقصیر تو نیست… امروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم… آخه من 25 سال رانندهی ماشین نعش کش بودم…!" ![]()
اینگونه نگاه کنیم...
طنز: فرق زن با دوست دختر یا تلویزیون با موبایل
طنز: از فکر تا جواب درست
داستان کوتاه:راننده تاکسی
[عناوین آرشیوشده]
بازدید دیروز: 68
کل بازدید :900673
مهر 1387 [66]
شهریور 1387 [74]
مرداد 1387 [55]
تیر 1387 [62]
خرداد 1387 [47]
اردیبهشت 1387 [74]
فروردین 1387 [110]
اسفند 1386 [138]
بهمن 1386 [94]
دی 1386 [61]
آذر 1386 [124]
آبان 1386 [153]
آذر 1387 [62]
دی 1387 [27]
بهمن 1387 [39]
اسفند 1387 [21]
فروردین 1388 [7]
اردیبهشت 1388 [3]
خرداد 1388 [2]
تیر 1388 [17]
مرداد 1388 [9]
مرداد 88 [2]
شهریور 88 [2]
فروردین 89
منبع کدهای جاوا و قالبهای وبلاگ
